اهنگ دلم تنگه مجید رضوی
متن اهنگ دلم تنگه مجید رضوی
نه میشه ازت رد شم نه فرصت برگشت هست
نه میشه جلو رفتش نه میشه عقب برگشت
تو اونور دنیایی چقدر فاصله اس تا تو
چقدر تو سرم راحت ازت خاطره اس تا صبح
دلم تنگه دلم تنگه کسی جز تو نمیفهمه
که این دنیا برای من بدون تو چه بی رحمه
چشام بسته میام اونجا که بود دستم توی دستت
یه لبخند رو لبام میاد همون لحظه
تو فکرم پیشمی واسم همین بسه
بی تو این بارونای سمی
میخوره توی قلبم میدونی که میترسم
اگه دیوونه بشم چی تو فقط منو پس کی
دلم تنگه دلم تنگه کسی جز تو نمیفهمه
که این دنیا برای من بدون تو چه بی رحمه
یا رب تو بما کن مددی جز تو نباشد دگری .یا رب به ملک کن دل ما گر عشق شد است تو به رویا .ای وطن ایران من که علمدار عشق عباس ابن علی علیهالسلام به خاک عشق خدای مهربان خونین کند که امام حسین علیه السلام به داشتن عباس علمدار بنی هاشمی به آب قسم که ننوشم که کودکان برادرم تشنه لب ترک خورده لب خون میچکد از عتش آب که عباس علمدار علیهالسلام به مهر آب جدش زهرا ابن محمد رسولالله تشنه لب علمدار عشق است عباس محضر ایثار و فداکاری است .گونه مروارید تو به چشمه روان آب ده تا از برکه به رود که به خزر ریزد تا آب دیده تورا به صورتم شویم تا زنده دل شود به ذلالی چشمه ساران.نوید ده ای نو بهار من که شکوفه عشق به میوه شیرین شد که خزان دل را به زیبایی لطف مهربانت در گریبان گیرم وغم تورا به جان در گیرم تا جلوه روح تو سیراب عشق شود ای معشوقه عیزتی که خداوند عشق به همه ملکوتیان فراخواند که انسان را به عشق زنده بدارند گر غم نشود دلی تیره که شادی روح شود جمال عشق الماسی فیروزهای به یاقوت سرخ.باغ سینه من به تمنای عشق تو تا عطر گیسوان را به جان بخرم .ای جان ناتوان مرا دست گیر ای ستوده عشق که خدای عزووجعل به انسان عشق بخشیده که بتواند به او همدمی به حضرت حوا به دل گیرد غم حضرت آدم را .تورا به زیباترین روزگاران دوست دارم تورا به اندازه همه کهکشانها دوست دارم ای مونس جان تن علی مهراوه شریفینیا من عشق را از حضرتعالی خدای ملکوتیان خواستم که آهوی کبوتر حرم عشق رضوی عنایت شد .ای مونس غم خوار علی که همه فرشتگان ومالکوتیان دانند که انسان را باید آدمی باشد که غم مهراوه من به زیبای دل غم نیفتد.تورا به همه زمینیان آنگونه دوست دارم که خالق زایده قلب منی حامیم که گویم دل من بلرزد که عشق توست نگران کند مرا .که نبود رویت بگوشاید بخت سفید در سرو رویت که ابدیت من شود مهراوه شریفینیا من که دل علی شکری منقاری همیشه بیقرار توست ای مونس روح روانم مهراوه عاشق علی .گر بنمایم ذات قلب روح قلبم به قلبی که سفید گونه درون یاقوتهای سرخ که سپیدی دران روشن است ای دریای عشق به طوفانی عشق در گیر معشوقه عشق را در گریبان گه آغوش عشق به گردانه شود دور تو و پاک کند شن ریزهای بدنت که سپید شود از گردو غبار که عشق تنیده به دور هم در غروب ساحل که نور عیزتی سرخ کند جمال عشق را ودر خلوت عشق دگیرد تا شیره جان در بدن تا عرش صدا زند که روانه شد در درون دختری که فرشتگان خدای مهربان گویند مادر شد .که قلب کوچک در رحم مادری که بازیگر آن فرشتهای ملکوتیان هستند که تخمکی به سلولهای در آمیخته که خدای عزووجعل دورود فرستاد که انسانی چشم گشوده تا فرشتگان آیند به صدوصلولت گردونه عشق به اذانی بگویند که اشهدو ان لاالاه الله که خدایی نیست جز خدای یگانه که اوست همه هستی این دوعالم را آفرید تا انسان سجده عشق کند که معبودی جز خدای یگانه نیست.اقربسمک لذی خلق.خدایا روزگار زندگانی عشق را به دل بنشاند.که خدایی خلق کرده انسان را به همدمی که عشق باشد به دل .که مونس دل میبخشد که غم خوار همدیگر وبرای محبت عاشقانه که دل بر گیرد خال هندوی عشق را .خدایا آنچنان کار کن تو خشنود باشی ما رستگار.امین یا رب لعالمین.