متن اهنگ سیمین بری گل پیکری آری با صدای زن
متن سیمین بری گل پیکری آری با صدای زن
سیمین بری گل پیکری آری از ماه و گل زیباتری آری
همچون پری افسونگری آری
دیوانه رویت منم چه خواهی دگر از من
سرگشته کویت منم نداری خبر از من
هر شب که مه در آسمان گردد عیان دامن کشان
گویم به او راز نهان که با من چه ها کردی به جانم جفا کردی
هم جان و هم جانانه ای اما در دلبری افسانه ای اما اما ز من بیگانه ای اما
آزرده ام خواهی چرا تو ای نو گل زیبا
افسرده ام خواهی چرا تو ای آفت دل ها
عاشق کشی شوخی فسون کاری شیرین لبی اما دل آزاری
با ما سر جور و جفا داری میسوزم از هجران تو نترسی ز حال من
در خرمن و دامان تو چه باشد گناه من
دارم ز تو نامهربان شوقی به دل شوری به جان
میسوزم از سوز نهان ز جانم چه میخواهی نگاهی به من گاهی
یا رب برس امشب به فریادم بستان از آن نامهربان دادم
بیداد او برکنده بنیادم گو ماه من از آسمان دمی چهره بنماید
تا شاهد امید من ز رخ پرده بگشاید
به نام خالق آموزگاران عشق وبه نام کهکشان هفت زاده هشت که رضایی به رعوف امام به ضامن آهوی عشق به پرودگار که خلق اقربسمک الذین خلق خلق انسان من الاق که آموختی به زیبایی داستان حقیقت که محمد رسولالله بخوان در غار حرا بخوان ای محمد بخوان که آموخت به محمد رسولالله عشق خلقت را به نوشتن که جد امامان معصوم ما شده که جگر گوشه خود را فاطمه زهرا علیهالسلام را داماد امیرالمومنین علیه السلام کرد که امامان شیعه به معصومی شقایق های که در عالم خداوندی به زیبایی سخنانی برای مظلومان وستم دیده و جلوگیری از طاغوت و طاغوتیان که بت پرستان که به ظلم کشته میکنند این بیگناه جهان را که ریشه آن کودک کوشان تاریخ صهیونیستی که در فلسطین انجام دادند .خداوند همیشه در مقابل ظلم میایستد که بی پناهی اوره نشوند تیمی بی گناه دست ظلم نیفتد ومریضیان که اوره جنگ هستند بی گناه کشته نشوند که خداوند صبور و شکیبا است که فرصت میدهد آنچه نشود عضاب إلهی میفرستد که قرق کند در طوفان آتش خود که چوب خدا صدا ندارد اگر بخورد دوا ندارد .ای مونس روح روان مملکت ایران که رضایی به دیدهگان خداوند رسول الله که جد شأن است رضایی به رضایت معبود عشق و وفاداری به رعوف ستم دیده و شفای مریضان ودل شادی نو عروسان و دامادها به دنیای هستی میخواد چشم گشوده که فراوانی نعمت خداوند همه این دوعالم به انسان ببخشد که مونس دلها شود که همه روزگاران تاریک محرومیت را به شادی کند که انسانی برای لقمه نانی پیش نامردی دست دراز نکند .ای کوزه آب من ای گلدان گل رز من ای همه هستی روزگاران عشق علی که مهراوه شقایق را به دهقان روستایی که بوی علف میده تنش پزیرای قلب علی شدی که مونس همدم علی به مهر ومحبتش که زاده هفت شهر عشق که هشتمین امام را به رضایی خدایی بزرگ طلبید وبخشیدن به علی شکری منقاری که مهراوه شریفینیا را به همسری در دل و روحم جای دهم که خشتهای ساده روستایی در دل تو به مهربونی جای دهم ای همه دنیایی من در کدامین گناه من که برایت مونس نشدم ببخش منو که همیشه مونس روح خود را اذیت کردم چون بیقرار تو میشوم بیقرار میشوی شرمنده که اذیتت میکنم چون میدونم قلب بزرگی داری فدای تو عشق منو همیشه پذیرا باش که همه دنیای منی تورا به مهربانی دل زیبایت به دلم دارم مهربونم شهر عشق.مهمان دلم شو ای همه دنیای علی مهراوه شریفینیا که علی تو را به دنیای عشق دل محکوم کرد.امین .
این که شد همش تکراری زیاد بی مزه شده برو این اشعار مذهبی خودتو جای دیگه تکرار کن چشم و گوش ملت از این چرندیات پره
عالی بود مرسی