متن روضه حضرت رقیه (س) از حجت الاسلام میرزامحمدی
فرازی از روضه:
شب محرم، سکوت مطلق بر حرم امامزاده عبدالله (ع) در شهر شام حاکم بود. زینب کبری (س) در گوشهای از حرم، غرق در ماتم و اندوه، ناله سر میداد و اشک میریخت. ناگهان، صدای نالهای جانسوز از حجرهای به گوش رسید. زینب (س) به سوی حجره شتافت و دید که رقیه (س) بیدار شده و با گریه و التماس، پدر را صدا میزند.
حضرت زینب (س) رقیه (س) را در آغوش گرفت و سعی کرد او را آرام کند. اما رقیه (س) بیتابتر از همیشه بود و فریاد میزد: “بابا جان! بابا جان! من تشنهام…”
زینب (س) دل شکسته، به دنبال آبی گشت، اما هر چه جستجو کرد، چیزی نیافت. ناگهان، یاد ظرف آبی افتاد که شب قبل برای سحر به حجره برده بود. به سوی ظرف آب رفت، اما دید که آب آن یخ زده است.
زینب (س) با دلی پر از غم، قطعهای از یخ را برداشت و آن را در دهان رقیه (س) گذاشت. رقیه (س) که از سردی یخ، دندانهایش به هم میلرزید، به زینب (س) گفت: “مادر جان! این آب بابا را سیراب نمیکند. من آب فرات میخواهم…”
زینب (س) که دیگر طاقت دیدن اشکهای رقیه (س) را نداشت، او را در آغوش گرفت و به او گفت: “قربانم برو! پدرت به شهادت رسیده و دیگر آبی در کار نیست…”
رقیه (س) که این سخن را شنید، نالهای جانسوز سر داد و بر زمین غش کرد. زینب (س) با چشمانی پر از اشک، بر بالین رقیه (س) حاضر شد و او را نوازش داد.
ادامه روضه:
در ادامه این روضه، حجت الاسلام میرزامحمدی به شرح مصائب حضرت رقیه (س) در شام میپردازند. ایشان به مظلومیت این دختر سه ساله، بیتابیهای او در فراق پدر، و ستمهایی که از سوی دشمنان اهل بیت (ع) به او روا شد، اشاره میکنند.
حجت الاسلام میرزامحمدی همچنین به کرامات و معجزات حضرت رقیه (س) میپردازند و از شفاعتها و عنایات این بانوی بزرگوار به شیعیان و ارادتمندانشان سخن میگویند.
اشعار:
در این روضه، از اشعار مختلفی در وصف حضرت رقیه (س) و مظلومیت ایشان استفاده میشود.
مناجات:
در پایان این روضه، حجت الاسلام میرزامحمدی با نوحهای جانسوز، به سوگ حضرت رقیه (س) مینشینند و از ایشان طلب یاری و شفاعت میکنند.
این مطلب با هوش مصنوعی ایجاد شده است اگر اطلاعی از ایرادات این مطلب داشتید در نظرات اعلام کنید تا رفع ایراد شود