اهنگ آخرش از دست تو مهستی با هوش مصنوعی
متن اهنگ آخرش از دست تو مهستی با هوش مصنوعی
نازنین هم زبون من نازنین مهربون من
نازنین بی رنگ و ریا از پیشم جایی نریا
نازنین ابرو کمون امون از چشمات امون
هی منو با آشتی و قهر اینور و اونور نکشون
آخرش از دست تو مجنون میشم این خط این نشون
از اون دیدار اول دل منو بردی زیادی قشنگی حق همه رو که خوردی
انقده چشات قشنگه که میشه براش مرد
گلی که برات گرفتم تورو دید و پژمرد
من که پسندیدمت از اون دورا دیدمت
یواشکی خندیدنت وای منو کشته
ماه پیشونی هم زبون ابرو کمون مهربون
رد میشی از کوچمون عطر تو منو کشته
میتونه میتونه آب بشه ماه تو چشم تو
میتونه دیوونه شه یه دنیا دل از عشق تومیتونه دیوونه شه یه دنیا دل از عشق تومیتونه دیوونه شه یه دنیا دل از عشق تو
میتونی میتونی ببینی تو آینه خورشیدو
میشه تو چشمای
خاک بر سرتون با این اهنگ مسخره
👌🏻
آخه گاگول ترانه میدونی نظر نده رفیق یه چندتا ترانه میزاند دل من تو شاد کن نباید اینجوری بگی آقا دمت گرم از این ترانه ها زیاد بزار حداقل زنده بودن قدر شان را نداشتم حالا که مردان هوس مصنوعی شان را حال کنیم (ازبچه های سبزدشت)
گوش نده بی تربیت
قشنگ بود مرسی 💃💃🕺🏿🕺🏿👏👏🙏🙏
جووون
ای خدای عزل ای همه تار پودر هستی آفرینش ای خلقت خالصانه حضرت دوست آفرید انسان را به آفرینش که خدمت دل آنچه از دل برآید به دل نشیند به ندای صدای تاب تاب قلبت گوش کن به ذات درونی انسانیت که ناب ترین چیزی که خدای عزووجعل میبخشد.بهترین خدمت گذاری گذشت وایثار است .انسان به زمین بخشیده شد آنچه ندای آسمانی است به حقیقت و مظلومیت برای همدرد که مونس جان باشد که آنچه نظر کند دیدهای که ببیند که ابراهیم خلیل الله چه کرد بت درون خانه کعبه را شکانده واعصا را روی با بزرگ گذاشته به حکم شکسته شدن بتها گرفتار ظالمان شد و به باز خواست که چرا این کار انجام دادید ابراهیم خلیل الله گفت مگر شما نگفتید اینها روح دارند و معجزات دارند و شفا میبخشد اعصا را روی بت بزرگ برداشتی مگر خودتان به گفته انکار دارید نه این بت پرستی شفا و معجزه ندارد اوست خدای یکتا که میچرخاند زمین را اوست خورشید نهاده تا از گرمایش زندگی میبخشد ای داده تا تشنه لب را سیراب کند خاک داده تا بذری بپاشیم تا آب و خاک و گرمای خورشید آن را سبز کند این همه نعمت که خدا بخشیده و سجده شکر گذارید .میگوی خدای وجود دارد پس تو را در آتش بزرگ در گرمای که تصور نکنید ببینم چه میکند خدای تو آنچه کرد بر ابراهیم خلیل الله هیزم به دستور پادشاه که خروارها بود جمع کردند و ابراهیم خلیل الله را وسط این هیزم به تیرکی بستند واتس زدن دیدن بعد مدتی این آتش به دستور خدای همه دوعالم آتش را گلستان کرد و ابراهیم خلیل الله از وسط این آتش بزرگ که گلستان شد درآمد دیدها کور شد ودیدن عظمت خدای ملکوتیان که ابراهیم خلیل الله سجده عشق کنند در برابر معبود خویش که بگوید این است خدای که جان میبخشد وعزیز میکند وجان میگیرد وروح به سوی حق تعالی میرود.ای مونس جان علی ای زاده نرگس مستانه محمدی بوی گلاب عطرش میپیچد بر مزارهای قلب علی ای دل داده عشق علی ای مهر زاده فروردین ای ماه بانوی عشق مهراوه شریفینیا شرط دل تو فقط در دل علی چسبیده ای کبوتر حرم که حرم بی بی زینب کبری علیهالسلام است که حرم دل تو به مراقبت احتیاج علی است که دور حرم به نگهبانی تا تار موی به دیده دشمن نیفتد.همه عشق تو محکوم دل علی شد که پیکره ی علی شکری منقاری برای اینکه خشه ای بر صورت تو نیفتد حاضرم بدنم را تکه تکه کنم تا آسیب نبینی ای آموزگار عاشقی بیاموز درس عاشقی را موسیقی عشق را در مناره رعوف و مهربان رضای خدا احدیت به نقاره و طبل بکوب که سیدی بر سید فرزند فاطمه زهرا علیهالسلام اضافه شد که جانانه کفن خونینی برخاک به تن که سوخته زهرای رسولالله در خاک حرم آرمیده خونین است این خدمت خاک ایران که سرزمین دلاوران خدمت گذاران راه عشق حسینی علیهالسلام است که همه ایران ما به نام حسین ابن علی علیهالسلام زنده است که علمدار عشق پرچمدار کاروان عشق ابوالفضل عباس علیهالسلام است که رهبری معظم انقلاب اسلامی سید علی خامنه ای است که او فرمانده عشق اسلام وحقیقت است که خداوند اینگونه عاشورای عشق را زنده میکند که کشتی نجات نوح نبی علیه السلام میشود هر که سوار این کشتی عشق شدن به معنویت رسولالله میرسند که خداوند وعده داده به انسانیت که همه دنیا به این است .مونس روح علی مهراوه قشنگ من همسری تو برایم آرزوست اگر لیاقت این را داشته باشم اگر انسان باشم که خاک کف پای تو نیستم و خاک کف پای همه زاعران فرزند موسی ابن جعفر امام صادق علیهالسلام که ضامن ماهم بشود که ضامن آهو شد.خداوندا آرامشی عطا فرما تا بپذیرم آنچه را که نمیتوانم تغییر دهم شهامتی که تغییر دهم آن چرا که میتوانم و دانشی که تفاوت آن دو را بدانم.امین یا رب لعالمین.مونس تن روحم مهراوه ی علی.
نامرد مونس جان منی دوست دارم عاشقانه ترین نعمتی هستی که خداوند بزرگ به من بخشیده بهترین مونس ناز کش منی دل تو را به دلم محکوم کردم بهترین گناه منی ای بلبل مست علی ای مهر جانم به دیده کور علی به دیده چشمانت زنده میشود نازنین من علی آنقدر نامرد نیست همیشه بیقرار معلم دل منی ای دانش علی بر دیده چشمانم نوری هستی که اگر بوی عطر عشق تو را به مشامم نرسد میمیرم همیشه در انتظار تو نشسته هستم ای مونس غم خوار پاییز دل علی مهراوه شریفینیا من علی شکری منقاری بر بلندای عشق تو ایستاده وله فریاد تو به اسمت به سوی آسمان آبی فریاد زنم ای خدای عاشقان دل بیقرار مهراوه ام را دل علی نشان که بیقرار مهراوه است ای همه نداشته من که مهربانت به مهر تو در کویر شور زار علی شیرینی عشق عسل کردی که همه شاه پرکان به دور نور عشق تو بچرخم تا صدای عرش کهکشان تا فرشتهها عشق این صدای تو را بشنوند که چه بر زمین شده که ببینند این صدای جیغ دختری به عهد دل عروسانه بود که توری عشق برداشته شد و دختری مادر شد که درون به نطفهای که تخمکهای منتظر چنین روزی بودند که همان شد که انتظار او را میکشید پس خدای مهربان قلب کوچکی بر این تاب پیچ خورده عشق که صدای عشق به آسمانها رفت که غنچه لبانی به شیرینی لبان شد که شیره جان رود تا قلب کوچکی بتبد تا در درون بزرگ شود تا مادری در سینه جان شیره جان بخشد تا بر سنگ نوشته ای بنویسید که عشق بی کران حضرتعالی این است زاده میکند نوزادی بر نجس ترین چیزی که از بدن خارج میشود در درون مادری زیباترین دیده نور خداوندی فرشته آسمانی چشم میگو شاید پدیده عشق آفرینش این است که مهراوه شریفینیا من وعلی شکری منقاری پدر و مادر شدند .خدایا به کبوتران حرم امام رضای رعوف ضامن آهوی عشق قشنگ قسم دیدگان عشق را به انسان بودن روشن کن که خدمت گذار عشق باشیم که خداوند همه دوعالم این را میخواهد که سجده عشق کنیم بر او وهمه پیامبران و امامان معصوم که زیبا کند زندگی انسان را که حکم دل اینگونه برافراشته میشود که خداوند عالم وعمل دانش و فکر که شعور حقیقت میسازد .خدایا آنچنان کار کن تو خشنود باشی ما رستگار امین یا ربلعالمین.
😑😑😑😑😑
جان منی قلب منی تمام تا پودر منی عزیز ترینی ولنتاین منی همسر منی خون منی قلب شکسته منی گل رز منی آخرت منی مونس دل من مهراوه شریفینیا یکی مهربون آموزگار عشق کهکشان عالم دارم به نام خداوند بخشنده و مهربان که دل شکسته و خسته مهراوه مونس مست گل محمدی را به علی شکری منقاری بخشید به دل زیبایت وبنام قلب تپنده تو که مونس جان منی عزیزم مهراوه شریفینیا علی مست دیوانه توست .باز باران با ترانه با گهر های فروان میخورد بر بام خانه یادم آید روز باران گردش یک روز دیرین خوب شیرین توی جنگلهای دل تو تا علی شود دیوانه کودکی چند ساله بودیم شاد دو خرم نرم نازک خوشحال شدیم از پریدن روی جوی دستانت در دست من آوازهای توی جنگل با دویدن مثل آهو همچنان دست در دست عزیزم خسته شدی بیا بنشینیم زیر این درخت که چتر خود را باز کرده نشستیم و نگاه به آفرینش باران عشق شدیم که خداوند بزرگ چگونه رحمت خود را به زمین روانه میکند از این روز باران عشق مست بوی باران ما را گرفت و دیوانه وار نگاهی به چشمان هم کردیم دیدیم این طلایه دار عاشقانه عشق چه میخواهد از ما دوتا دیدم مهراوه عزیزم سرش را روی بالینم گذاشت گفت عزیزم ناز کشیدن بلد نیستی گفتم چرا گفتم بلدم موهایت باران خیس کرده و لباسهای تو خیس عزیز بزار با پیراهن من عوض کن سرما میخوری گفتی باشه لباس های خود را در آوردیم دیدیم نگاهی به هم گفتم عزیزم چیه دیدم چشمانت تغییر کرده کشیده تر شد گفتی عزیزم لباس نیست هوا سرده بیا بچسب به من تا گرمای تنم را به تو بدم چسبیده و تنیده شده مثل گل پیچک عشق که تابنده مثل خورشید میدرخشد که عاشقانه بسازد گفتم عزیزم گرم شدی گفت مهراوه من آری علی مهر دلت گرمایی به من داد گفتم این شروع عشق است غنچه لبان قرمزی لبانم را گرم کرد ودست در گریبانم محکم تر شد فشاری در گردن عشق در طلا توم عشق دیوانگی و شلوغ بازیها دیدم در انتهای عشق صدای بلندی در جنگل عشق خدا پیچیده شد که انگار دختری بود آماده شد برای مادری که فرشتهای بسازد در درون اجابت عشق که خدای عزووجعل قلب کوچکی با مهر نهاده که در یک تن دو قلب بتبد مهرجان من وای چه تماشای میشود شکم تو چاق میشوی شرمنده عزیزم این کار خدای مهربان است که روح میدم در رحم مادر خوشگل من مهراوه من معذرت میخوام روز بارانی آوردم جنگل گفتی خیلی خوش گذشت مخصوصا اون عوض کردن لباس ها خودمان که خیس بود گفتم این راز عهد عشق است که مینشاند خدای مهربان به دل انسانها که بیافرینند نوزادان تاریخ ساز که نسلهای ایران وطن مان را عاشقانه بسازند به نام ایران سرفراز عزیزم مهراوه شریفینیا من معذرت خواهی به خاطر بعضی مواقع دلت را ناراحت میکنم به بزرگی دلی که داری منو ببخش که علی همیشه پایبند عهدی که بستیم هستم خوشگل علی ممنونم از مهراوه عزیزم که آموزگار عشق من علی شکری منقاری هست .خدایا آنچنان کار کن تو خشنود باشی ما رستگار امین یا ربلعالمین.
اینا رو ولش کجا شام مفتی میدن