اهنگ بی احساس با هوش مصنوعی
متن اهنگ بی احساس با هوش مصنوعی
منو نمیشناسی بس که بی احساسی تو رفتی من مُردم همین و میخواستی
دیگه کم آوردم تنها و افسردم تو اشتباه کردی من چوبشو خوردم
بی احساس همه دار و ندارمو پای تو دادم بی احساس همه خاطرهامون مونده به یادم
بی احساس حالا تنها شدیم من و این دل سادم بی احساس
بی احساس همه دار و ندارمو پای تو دادم بی احساس همه خاطرهامون مونده به یادم
بی احساس حالا تنها شدیم من و این دل سادم بی احساس
حرفات یادت رفت سرد شد رفتارت بگو که بعد من کی شد هوادارت
داغونه داغونم بی تو نمیتونم ابری شده چشمام بارونه بارونم
بی احساس همه دار و ندارمو پای تو دادم بی احساس همه خاطرهامون مونده به یادم
بی احساس حالا تنها شدیم من و این دل سادم بی احساس
بی احساس همه دار و ندارمو پای تو دادم بی احساس همه خاطرهامون مونده به یادم
بی احساس حالا تنها شدیم من و این دل سادم بی احساس

ای دیده نور خدا عشق به ابدیت توست .کلامی جز کلام حقانیت به حقیقت نیست .باز بی یار مانیم بی بهاران برتنم.خستگیها بردلم آشفتگیها بر سرم .ای توان حقیقت ای یاسهای شکوفته صحرای خدایی که سبزه زاران به جامعه تن پوش شده که صحرای کویر دلم را آراسته کند به زیبایی شکوفههای شلیل وهلو که شیرینی آن خوردنش است ای مونس روانم جز نام تو نیست بر زبانم که مهر ورزیدن توست بر عقل وهوشم ای مهر زاده قلبم ای شیرینی شریفینیا من که شکر کرده به سجده عشق شکری که داده خداوندی به زاده خود به امامت رضای شفای مریضان که منو ضامن عشق تو ای مهراوه من ای همسر عزیزم که هنوز قلب درونت برایم از احساس که ندانم چیست به دل دارم ای زاده مهریه قلبم که طبش آن اسم زیبای توست که خداوند عاشقی را به انسان می آموزد که چگونه عشق را در درون خود حفظ کنم دل نگران عشقم هستم که هیچ چیز به نزدیک شدن در آغوشم که زمزمه عشق در گوشم بسرایی ساکتم نمیکند در آغوشم آرام بگیر تا صدای قلبت قلبم را آرام کند ای کوکب درخشان من که شخصیت آموزگاران را در من نهادی که معنی عشق تورا در ذات درونی خود نهان کردم که چگونه تیکه های قلب شکسته قلب مان را در کنار آن غروب خورشید که پشت کوهای بزرگ پنهان شود که رنگهایشان به درخشندگی صورت خوشگل عزیزم بتابد ودر کنارت به زیبایی چشمان آهوی تو بنگرم وسرت را در بازو وان من بگذارید تا موهای زیبای طلایی که خورشید غروب رنگ آمیزی کرده ببافم که دسته حصیری شود شالی شود بر دور گردنم حلقه عشق و پیچیده در هم که غنچههای به لبانت وصل وصال شود که تنها به گرمی عشق در هم طنیده به آرزوی گرمای در زیر دستها برای عشق که خداوند به بشریت داده که تولد عشق نوزاد در رحمی شود به دیار سر به داران گذر کن که تن به ذلت نمیدهند که مونسی در بخارهای شیشه اسم زیبای تورا نوشته به مهربانی و سرشت تو ای معلم مهربان من عاشقانه ترین روزگاران گذشته منی ای مهراوه شریفینیا من که علی شکری منقاری همیشه در غم نداشته تو بیقرار است به دیوانگی من که مجنون تو هستم ای خداوند بزرگ ای که همه دو عالم تو زیباست که خیلی برای جان دادن در راه تو ای خدای مهربان یاد دادی ودر روح دمیده ای که چگونه ایثارگری کنند برای وطن و ناموس خود که شهادت زیباست برای انسان به آزاد مرد باشند برای حقیقت که برای ایرانی جز نام ما ملت امام حسین نیم وملت شهادت نیست که همه برای ایران که سرزمین مادری مان هست که نامش تا ابد در خاطرهها بماند که قهرمانهای که چگونه شهادت را به تن داده اند که تاریخ ساز این مملکت مان ایران بهتر از جان شدهاند.که همه برای سرافرازی سرزمین مادری مان ایران که دشمنی دیده اش کور شود و زره از خاکش کم نشود از آذربایجان تا خراسان از آبادان تا دریای خلیجفارس از خلیج فارس تا خزر و همه دل دادگان مرزهایش که عاشقانه به حفظ آن در جان تن خود در گروه میگذارند تا بماند ایران زیبای مان .ای عزیزکم ای مهربانم ای دل داده عشق علی که دیار تو در ذهن دلم نقش بسته به بی نهایت به عاشقی با تو مهراوه شریفینیا من عزیز من معذرت منو ببخش که نگرانت میکنم که خدای به اذیت نیست به بیقراری من است که دوستت دارم ای گل رز سفید من که علی عاشقانه ترین بی کرانهای عاشقی را به قصه عشق درون قلبت جای دهد تا تازه شود روح تنت به عاشقی تا جلا دهد قلب وروح مونسم را تا آرام گیرد این قصههای عشق ودل تازه شود که قلبم به تو به یک شمارش افتند تا شبانگاهان که آرامش گیرد تنش درونی وخالی شود تمام غم وغصها تا مادری شود دختری .ای مونس روح تنم ای جلا دهنده علی که مهربانی توست ای مهراوه من علی آرام گیرد.خدایا تورا به همه دوعالم تو قسم که عشق منو وهمه عاشقان را به آرزوی شأن برسان که هیچ ظلم و ستمی در این سیاره زمین نباشد واگر باشد ریشه کن کند تا همه انسانها در آرامش باشند .علی چوخ ممنون عزیزم یلان بیلمیرم.خدایا آنچنان کار کن تو خشنود باشی ما رستگار.امین یا ربلعالمین.انسانم آرزوست تا دلی را غمگین نکنم .