اهنگ تمرین تنهایی داریوش با هوش مصنوعی
متن اهنگ تمرین تنهایی داریوش با هوش مصنوعی
هر دو این زندگی رو سوزوندیم هر دو از این خیالمون تخته
تورو شاید یه روز بخشیدم ولی بخشیدن خودم سخته
همه چی داشتیمو بد بودیم فکر کردیم این یه تضمینه
همه چی رو به باد دادیم رفت همه چی داشتن بدیش اینه
تو از من چی رو میگیری همین حسی که بخشیدی چه فردایی تو رویاته که امروز اونو فهمیدی
من از تو چی رو میگیرم که تن میدی به تبعیدم نرو دنبال آرامش من این حسو بهت میدم
شریک سقف هم بودن دلیل موندگاری نیست تو دنیای منی اما به دنیا اعتباری نیست
شریک سقف هم بودن دلیل موندگاری نیست تو دنیای منی اما به دنیا اعتباری نیست
سراب پیش چشماتو یه اقیانوس میبینی منو که ماه تو بودم داری فانوس میبینی
نمیدونم تو چی میخوای از این تمرین تنهایی از اینکه نیستی با من ولی با من همین جایی
شریک سقف هم بودن دلیل موندگاری نیست تو دنیای منی اما به دنیا اعتباری نیست
شریک سقف هم بودن دلیل موندگاری نیست تو دنیای منی اما به دنیا اعتباری نیست

به نام خداوند بخشایشگر اوست که عشق میبخشد توانایی برای سجده کردن در برابر خدای بزرگ .در این دنیا کسی بی غم نباشد اگر باشد بنی آدم نباشد .از همان آغاز خلقت که خداوند بزرگ بعد به وجود آوردن زمین و آسمان هایش به خاک روح بخشیده که شده انسان ویرایش همدمی آفرید خداوند مهربان به حضرت آدم و حوا بچهای بخشید به نام حابیل و قابیل از این دو پدرش به یکی که بخشنده بود احترام خواستی داشت برای همین برادرش حسودی میکرد در یکی از روزها دو برادر به جمع آوری غذا به جنگلی رفتن برادر حسود به خاطر پیش پدرش احترام قرار بگیرد برادرش را میکشد وبعد کشتن او نمیتوانست چطوری اون را ناپدید کند بعد مدتی دید کلاغی یک چیزی را برای گذاشتن توی خاک که بعد استفاده کند برادر نادان او دید و اینگونه برادرش را خاک کرد پس غم از آغاز خلقت از بنی آدم شروع شد .مژده ای دل که مسیحا نفسی می آید .پس نگرانی از این عاشقی چیست به هم بودن برای زیستن پس مهراوه شریفینیا من علی همیشه در دلت قرار دارد ومن دلت را در قفسه سینه خود قفل و زنجیر کردن مونس خوشگل من علی دیوانه عشق توست برای همین بیقراری میکند .قسم به ماه که پیرو آفتاب است وقسم به خورشید که زمین به روشنایی اوست که سبزه زاران برای چریدن آهوان صحرایی بزرگ که بچه آهوان به بدنبال مادرشان میدوند چون پناهی است پدرشان از دور دستها به آنها مینگرد چون به امید پدرشان مادر بچها در این سبزه زاران به این وان طرف میدوند و گاه گاهی مادرشان به آنها شیر مینوشاند که ثمره زندگانی شأن برای بودن نسل شأن است پس خدای مهربان داریم از همه چیز بی نیاز است ما انسانها هستیم که به خدای بزرگ نیازمندیم پس هرچه او بخواهد میبخشد وان بخواهد میگیرد پس خداوند بزرگ آفریده عشق را بر دل علی که از او خواستم در مناجاتم وبه من بخشید همسری مهربان و معلمی هوشمند از دیار قضنویان که مونس و همیار عاشقانه است عشق او که نامش بالا مقام است بنام خانم و مهربان وطلا و الماس ویاقوت وزمروت به نامش احساسات من است خانننننننننننننننممممممممممممن مهههههههههررررااااااالللوووووهههههه شریفینیا عاشقتم عزیزم دوست دارم دلت را برای بودن بر قلبم برای آزادی از زندان که دور شویم از سیاهی که مونسی شویم گذری میکردم از لب ساحل از دور دستها دخترکی دیدم با موهای طلایی که از پشت موهایش را بسته بود غروب ساحل بود نور تابش خورشید فروزان که با رنگهای قرمز نارنجی وطلایی به صورتش میخورد از دوردستها زیبایش منو به طرف خود میکشاند میگفتم خدایا او فرشته است یا حوری بهشتی است رفتم کمی جلو تر دیدم صورتش را چرخاند بعد به طرف صورتش رفتم دیدم باز به جهت مخالف چرخاند تا باز به طرف صورتش بروم دیدم قایقی آمد اورا سوار کرد بعد یکمی حرکت کردن دیدم قایق دچار موج شد و قایق چپه دخترک افتاد توی آب دیدم صدا میزند کمک کمک تا شنیدن صدایش به دریا زدم برای کمک به دخترک رفتم تا نزدیکی آن دیدم در زیر آب رفت منم به زیر آب دیدم بیهوش شده بود منم به دنبال او در زیر آب اون دخترک گرفتم ودر پشتم سوار ودوستانش را به دور گردنم گرفتم در راه آمدن به سطح آب دیدم در دست او مچ کرده و کمی زنجیر معلوم کنجکاو شدم به سطح آب اوردمش مچ دستان او را باز کردم گفتم نکنه بیفته زنجیر گرفتم دیدم وسط زنجیر آبی است و نام علی حک شده کمی شک کردم گفتم نکنه عشق من باشه سریع اون را آوردم به لب ساحل اون رو پشت رو کردم و قفسه سینه را فشار دادم تا آب از دهن او خارج شود دیدم نشد خیلی سعی کردم دیدم نفس نمیکشه دیگر امیدم از دست دادم رو به دریا کردم گفتم با صدای بلند ای نامرد با اون همه زیبای و آرامش که داری جان این دخترک را گرفتی گفتم امیدم را نام امید نکنم با صدای بلند که حنجره من داشت پاره میشد گفتم ای خدااااااااااااااااااااا یییییییییییییییمن جان این دخترک زیبا رو به اون برگردون دیدم نشد دو زانو در کنارش نشستم گریه دیگر چاره ساز من باشد به نام خدا اشک ریختم و قطرات اشک بر صورت دخترک میریخت تا چند قطره ای در لبانش نشست دیدم به نام خدای جلال و جبروت سرفه ای کرد واب از دهانش خارج شد منم اونو پشت رو کردم و چند تای به پشت او زدم دیدم کم کم داشت نفش میکشید چشمانش را باز کرد و زنجیر آبی علی در دستانم بود از او پرسیدم اسمت چیست دیدم جوابی نداد باز گفتم تکرار کردم گفت برای چه میخواهی گفتم عاشق هستم عاشق گمشدهای هستم گفتم دیدم از چشمانش قطرات مرواریدی به قشنگی الماس میریزد گفتم چه شده گفت اون زنجیر گردنم بود به اسم تو موقع قرق شدن اونو تو دستانم فشردن طوری دیگر از دستم رحا نشود به اسم توست از چشمانم اشک حلقههای به زیبایی صورتش بغل باز کرد وهم را در آغوش گرفتیم وگریها کردیم ونشتیم سرش را مهراوه شریفینیا عزیزم در روی زانوهایم وغروب خورشید را تماشا کردیم واز خدای بزرگ شکر کردیم منو وعزیزم وله او گفتم ای مونس من علی شکری منقاری مهراوه شریفینیا را برای ابد محکوم کردم تا روزانه ای نباشد به بیرون درز کند برای عاشقانه ترین روزهای ملکوتی که همه ملکوتیان به دورش برای نوزادی از طرف خداوند به او ببخشد تا با سازو درنا به رقص درآیند تا کودکی بگوید خدایا متعال از نطفهای که اینگونه میشود که گوش چشم وقلب دران ودرک وشعور برای بودن ابدیت .مادری از وجودش به آن شیر مهر ومحبتش را بنوشاند به امید پدری باشد برای مادر ی به آرزو .قسم به همه اقیانوسها و دریاها که بهارش نسیمی برای طراوت دادن زمین باران دادیم .دوست دارم عشق من جانان من مهراوه شریفینیا من به عاشقانه ترین روزهایی که منتظر آن هستم ای مونس مهربان معلم من دوست دارم عزیزم علی شکری منقاری . آمین یا رب لعالمین خدایا تورا به همه آسمان تو وهم منظومه هایت وزمین تو که همه جهان انسانها است هرچه ظلم و ستمگران را ریشه کن کند .خدایا آنچنان کار کن تو خشنود باشی مارستگار.امین .انسانم آرزوست.کوچیک عزیزم مهراوه شریفینیا علی شکری منقاری.
🌻🌻😍😍😍😍😍😍😍😍
🌹🌹🌹😍😍😍😍😍😍😍😍🌻🌻🌻🌻🌻🌻🌻
قشنگ بود
کوسخل شده
قشنگ اهنگش مخصوصا با صدای اسطوره داریوش
سلام از کجا دانلود میشه
سلام روی دانلود پایین تبلیغ کلیک کنید!