ترانه نشد برای عشقمون
متن ترانه نشد برای عشقمون
نشد برای عشقمان برای این دیوانه ات سفر کنینشد یه بار به حال من به حال این ویرانه ات نظر کنینشد بیایی عاقبت نشد برای عاشقت خطر کنینشد به وقت رفتنت مرا هم از نبودنت خبر کنیآرام آرامنشستی در دلِ من ای آشناآرام آرامگذشتی از کنارم نامهربانای وای از این غمِ بیپایان
امشب امشببا خیالت گفتم و خنداندم توراامشب امشبمثلِ هرشب در خیابانم پس چرامن ماندمو، ابرِ بیباران
نبر ز خاطرت تمامِ آن گذشته رااگر دلت شکست فقط به دیدنم بیاتو را به جان من بیا
اگر تو عاشقی دقایقی بیا بماناگر شسکتهای مرا هم از خودت بدانتورا به جانِ من بمان
ای گلِ گلدانِ قلبمرفتنت بیخانهام کردای غمِ در سینهماندهدوریات دیوانهام کرد
همچو پروانه به دورتگشتم و با من نماندیشمعِ من بودی و آخربر دلم آتش نشاندی