اهنگ من بمونم یا برم تو چجوری راحتی شادمهر با هوش مصنوعی
متن اهنگ من بمونم یا برم تو چجوری راحتی شادمهر با هوش مصنوعی
من بمونم یا برم، تو چجوری راحتیقلب من وصله الان به یه بمب ساعتی
توی قلب کوچیکم جاتو محکم میکنمتا به تو اضافه شه از خودم کم میکنمهمه چیزم واسه، تو چی بهم میدی بجاشحرفتو راحت بزن، نگران من نباش
من بمونم یا برم، تو چجوری راحتیقلب من وصله الان به یه بمب ساعتیجز منِ ساده بگو کی برات صبر کرده بودواسه تو اتاقشو کی مرتب کرده بود
نفسم در نمیاد، به کی میسپاری منوبی تو تمرین میکنم، تو جوونی مردنوفاصله نگیر ازم، که بری دق میکنمبا تو از این پنجره شهرو عاشق میکنم
من بمونم یا برم، تو چجوری راحتیقلب من وصله الان به یه بمب ساعتیجز منِ ساده بگو کی برات صبر کرده بودواسه تو اتاقشو کی مرتب کرده بود

عالی…سلطان پاپ حتی هوش مصنوعی هم بهش میاد
مثل همیشه بسیار زیبا 👌👌❤❤❤
ای نام تو بهترین سرآغاز بی نام تو نامه کی کنم باز .ای نام تو مونس جهانم بی نام تو نیست بر زبانم .ای خدای بزرگ و هستی بخش گشایش هستی تو برای عشق وصال انسانها است تا معشوقهای به زیبایی به نامت خدای مهربان به مهرت به دل بخشش کنی .که تمام این جهان تو گر انسانی به ثروت و بینوایان در نزد تو یکی هستند که همه به آنچه دراین دنیا اندوخته اند وجنگیدن که ایثارگری به اوج آسمانی و روز رستاخیز که زنده کند و روح را در بدن پودر شده همه را به ریز ترین باشد حتی تکه استخوانی جای نمیگذارند وبرای آنچه اندوخته این جهان است برای پرونده که زیر بغلش است خوانده شود وتمام اجزای بدن به صحبت درآیند و بگویند به نیکوی یا کاری که انسانی را رنج دادهاند که آنجاست که همه دردها برای ظالمان وستم گر رنج است دوزخ. که نیکوکاران به بهشت انبیأ که همه پیامبران و امامان معصوم آنجا تورا به نیکوی در نزد خود واز طعام و میوهای که در دست رس توست استفاده کنی که حوریانی که برای خدمت انسانهای که خوبی و مهربانی کردند به خدمت تو میدهد خدای مهربان که اوست که همه آسمان به این زیبایی که زمینیان به تماشایی خیره کننده از آفرینش خداوند متعال به سجده وشکر گذاری تا بگویند که جز خدای نیست که اوست بی همتا وبی کرانهای این جهان را آفریده .داستان بید مجنون وسرو در روستایی دور افتاده در کنار ره گذاران زندگی میکردند و همچون عاشقانه به هم عشق می ورزیدند و هر ره گذری رد میشد میگفتند چقدر عاشقانه است این بید مجنون وسرو دیوانه که عشق آنها زبان زد روستاییان بود در یکی از روزهای سرد پاییزی بید مجنون تو تند باد ورعد برقی و باران شدید تن او لرزید وخم شد چنان تند باد و باران زیاد بود ریشههایش از خاک درآمده بودند به سرو دیوانه گفت عشق من ریشهایم زه خاک بیرون است سرو گفت تکیه ده به من بید مجنون گفت بر روی تو بیفتم تند باد هر دو را میبرد سرو گفت من یک سرو هستم استقامتی دارم مثل کوه استواری من زبان زد این روستای زیبا است تورا به نام من اینجا هستی برای اینکه مراقب تو باشم به عشق که جانم دراین روزهایی سخت فدایت کنم وبید مجنون از ترس روی سیمهای که کنار شأن بود که سرو دیوانه میدانست که بیفتد سیمها پاره میشوند وبعد استقامت سرو عاشق که زبان زد روستاییان بود که اینگونه عاشقی کردند در مشکلات مراقب معشوقه خود نبود دگر نگ برایم بهتر است اورا در آغوش گرفت تا درمان شود تا در آغوش سرو دیوانه آرام گیرد بید مجنون گفت چه دلبری دارم ریشهایم زخاک بیرون بود اگر در آغوش نمیگرفت من از بین رفته بودم سرو دیوانه گفت عشق برای عاشقی است برای دوست داشتن در مشکلات که ایثارگری کنند تا این باشد که جانانه جان خود را برای هم دم خود بدهند عشق به مفهوم به جان خریدن است تا مهر شود به دل که ببینند که بگویند خدای است آفریننده همه موجودات و گیاهان و درختان که برای انسان خدمت میکنند ببین مونس من این روستا هر دوی مان را به نام عشق و معشوقه میشناسند اگر مشکلی پیش بیاید ما را مثال می زنند .وبید مجنون در بغل سرو دیوانه به آرامش رسید تا ریشهای شده به محکمی سرو دیوانه وعاشقان آن روستا به عشق زندگی میکردند.در کنار خطوط سیم پیام .خارج از ده دو عاشقان دیوانه بودند .یکی از روزهای سرد پاییزی .زیر رگبار تازیانهی باد.یکی از مجنون لرزید روی سرو دیوانه افتاد گفت همدم ریشهایم زخاک بیرون است چند روزی منو تحمل کن گفت برای سالیان برای ابد خواستم نه تو مشکلات از تو رها باشم در آغوش گیرم تورا اگر جان من گرفته باشد ایثار کنم بر جان تو تا آرم گیرد قلب تو .ای مونس من ای مهر جان من ای روح روان من به آزادگی روح تنم به وجود تو در آرامش ابدیت احتیاج دارد تا روح من در جسم تو برای ابدیت به آرامش قرار گیرد ای مهربان مهربانترین من ای عاشقانه ترین نعمتی که خداوند بزرگ و مهربان در تو نهاده به زیبایی مهراوه شریفینیا که کلمه کلمه اسم عزیزم به علی شکری منقاری میبخشد به زیبایی صورتش که گل رز سفید و قرمز است که کمی آبی آسمانی به این گلها رنگ میبخشد ای خدای مهربان که مهربان ترین عشق ملکوتی تو را به دل علی بخشیدی که دوستت بدارم وعاشقانه به جانم بپذیرد مهراوه من که علی دیوانه وار دوستت دارد که همیشه بیقرار توست ای خداوند متعال ای که تمام آسمانها مال توست علی و مهراوه را در کره دیگر تو رها کن که کرات تو خالیست برای زندگانی من وهم دم من آنجاست که هیچ ظلمی نیست به راحتی زندگانی کنیم ای خدای مهربان ای خدای جلال و جبروت تو که همه ستارگان تو به زیبای الماس است مارا سوار شهاب سنگهای کهکشانیها تو کن که آنجا به کره مشتری تو رسیده که مشتری همدم من کنی تا عاشقانه در بغل گیریم تا از آنجا به زمین تو ای خدای مهربان بنگریم که همه ملک تو زیباست به نام تو که همه بشریت به نام تو به آزادگی زندگانی کنند .ای مهربان مهر من ای مونس من ای آموزگار رمز بر عشق کردی بر دل علی که عاشقانه کند وعروسانه به زیبای گلهای که بهاران به تن زمین دادند وزنده کردن زمین را که علی شادمانه به دورت بگردد تا برایت بمیرد تا ببینی که علی عاشقانه جوانانه دوستت دارد ای مهرجان من که برای ابدیت دوست وعاشق واقعی باشیم در دل آرام گیرم برای نسل های که آرزوست برای هر دختری برای مادری .امین یا ربلعالمین.خدایا آرامشی عطا کن تا بپذیرم آنچه که نمیتوانم تغییر دهم .شهامتی که تغییر دهم آن چرا که میتوانم.ودانشی که تفاوت آن دو را بدانم . آمین یا ربلعالمین.نوشته . مهراوه شریفینیا وعلی شکری منقاری.
👆🙄
سلام داش علی
خدا کنه دروغات راس باشه😕
کسشر